فسخ نکاح - وکیل خانواده | گروه وکلای مهر | 02188663926

فسخ نکاح

فسخ نکاح و انفساخ نکاح

انحلال عقد نکاح، در اثر طلاق، فسخ و انفساخ، در نکاح دائم و موقت، امکان پذیر است. در قانون مدنی ایران، به صورت واضح و صریح، از انفساخ نکاح، صحبتی به میان نیامده است.عقد ازدواج، یکی از عقودی است که انحلال آن، به آسانی، امکان پذیر نیست و وجود حق فسخ در عقد ازدواج، به خودی خود، باعث فسخ، نمی‌شود. انفساخ، به معنی انحلال عقد در اثر بروز مشکلی است که منجر به از هم پاشیدن ارکان عقد می‌شود و اراده ی طرفین، در انفساخ نکاح، دخالتی ندارد.نتیجه و آثار حقوقی، فسخ و انفساخ، در عقد نکاح، مشابه یکدیگر است.

 

خیار فسخ نکاح

با توجه به اینکه، ازدواج، قراردادی مالی یا خرید و فروش، نیست، طرفین، امکان قرار دادن اختیار فسخ درعقد نکاح را، ندارند. یعنی در واقع، خیار فسخ در ازدواج، قابل شرط نیست. اما مواردی وجود دارد که قانونگذار، در صورت تحقق این موارد، نکاح را فسخ شده تلقی خواهد کرد.در بعضی موارد، اساسا عقد نکاح باطل است و بدون اراده زوجین، عقد نکاح منفسخ می‌شود و در بعضی از موارد هم، حق فسخ با یکی از زوجین است، که می‌تواند، از حق فسخ استفاده کند و یا از اعمال این حق، صرفنظر نماید.

 

موارد فسخ نکاح از جانب زن

1-جنون

یکی از موارد مشترک، بین زن و مرد که موجب حق فسخ برای هر دو طرف می‌شود، و عیب مشترکی است، جنون یا دیوانگی است. استقرار جنون شوهر یا زن (دائمی یا ادواری) از دلایل فسخ نکاح است. جنون شوهر، قبل یا بعد از نکاح موجب حق فسخ، برای زن می‌باشد.

در جنون زن، ابتلای وی به جنون، پیش از ازدواج، شرط استقرار حق فسخ نکاح، برای شوهر است، نکته قابل توجه درباره جنون این است که اگر شخص، پیش از ازدواج مجنون بوده، و طرف مقابل، از جنون وی آگاه باشد، با توجه به اینکه با علم و آگاهی، به ضرر خود عمل نموده، دیگر حق فسخ ندارد، چون حق فسخ جهت جلوگیری از ورود ضرری است که شخص زیاندیده دخالت عمدی در ایجاد این ضرر، نداشته باشد.اما فلسفه اینکه، جنون حادث زن بعد از عقد نکاح، باعث حق فسخ مرد نمی‌شود، دارا بودن حق طلاق مرد است، ولی زن این حق را دارا نیست.

اما اگر زنی، با توجه به اطلاع از جنون مرد، با وی ازدواج نمود و پس از عقد ازدواج و زندگی مشترک، دریافت که امکان ادامه زندگی مشترک را ندارد، راه حل چیست؟ در این گونه موارد، زن از باب عسر و حرج و شرایط مندرج در عقدنامه، می‌تواند، درخواست طلاق یک طرفه، نماید.

2-عیوب جنسی مرد

الف: عنن، ناتوانی جنسی مرد،

 به صورتی که امکان برانگیخته شدن آلت تنالسی و یا استمرار نعوظ در مرد، با مشکل مواجه باشد. اگر عنن یا ناتوانی جنسی، بعداز ازدواج حادث شود، نیز حق فسخ نکاح، برای زن ثابت می‌شود.باید توجه داشت که اگر حتی یکبار، تجربه آمیزش جنسی، بعد از ازدواج، بین زوجین وجود داشته باشد، مورد از موارد فسخ نکاح نیست و یا اگر زن، از ناتوانی جنسی شوهر، اطلاع داشته و با این حال، حاضر به ازدواج با وی شده است، دیگر حق فسخ ندارد و از باب عسر و حرج، می‌تواند درخواست طلاق نماید.

ب: مقطوع/بریده بودن آلت تناسلی

کوچک بودن مادرزادی آلت تناسلی مرد، باعث حق فسخ نکاح برای زن نمی‌شود، بلکه لازم است آلت تناسلی مرد، در اثر حادثه ای، قطع و بریده شده باشد. شرط اثبات حق فسخ برای زن، کوتاه شدن آلت تناسلی مرد، به حدی است که امکان ایجاد رابطه ی جنسی، وجود نداشته باشد. قطع شدن آلت مرد، بعد از ازدواج یا علم به مقطوع بودن آلت، قبل از ازدواج، باعث اسقاط حق فسخ نکاح زن، می‌شود.

ج: خصاء  یا اخته بودن،

عدم قدرت باروری مرد، در اثر نداشتن بیضه و تخم، که در اثر بریده شدن یا له شدن بیضه ها، ایجاد شده باشد به شرط وجود این عیب در زمان وقوع عقد و عدم آگاهی زن از این موضوع، حق فسخ نکاح، برای زن ایجاد می‌کند.لازم به ذکر است، شرط اساسی، اخته بودن مرد از ناحیه هردو بیضه، است.

موارد فسخ نکاح از جانب مرد

علاوه بر جنون که فصل مشترک دلایل فسخ نکاح از سوی هر دو طرف می‌باشد، عیوب اختصاصی مرد که موجب حق فسخ برای زن می‌شود، توضیح، داده شد، حال عیوب اختصاصی زن که موجب حق فسخ برای مرد می‌شود، شرح داده می‌شود.

 

عیوب جنسی موجود در زن

قرن: وجود عارضه استخوان مانندی در آلت تناسلی (مهبل) زن، که باعث سختی ایجاد رایطه جنسی و یا کاهش لذت رابطه جنسی می‌شود، باعث ایجاد حق فسخ برای مرد می‌شود.صرف وجود این عارضه، به شرط اینکه، بعد از عقد ازدواج، حادث نشده باشد و مرد نیز از وجود این عیب اطلاعی نداشته باشد، باعث ایجاد حق فسخ برای مرد، می‌شود.

افضا: عیب دیگر جنسی در زن که باعث ایجاد حق فسخ، برای مرد می‌شود، اتصال مجاری ادرار و مدفوع در زن است که نوعی پارگی و یکی شدن این دو مجرا می‌باشد.اگر زن در زمان انعقاد عقد نکاح، واجد این عیب بوده و شوهر نیز، از آن بی اطلاع بوده باشد، موجب ایجاد حق فسخ، برای مرد، می‌شود.

 

عیوب غیر جنسی زن

جذام ( خوره ): بیماری مسری عفونی، که بسیار مزمن است و در عصر حاضر، تقریبا ریشه کن شده است

برص: (پیسی) بیماری پوستی که منجر به ایجاد لکه های سفید در بدن فرد می‌شود.این بیماری نیز ریشه عفونی دارد و قابل سرایت است.هرچند که بیماریهای مذکور، تقریبا ریشه کن شده اند، در صورت بروز، قبل از عقد ازدواج و عدم اطلاع مرد، موجب حق فسخ است.

زمین گیری: یا همان فلج شدن و عدم قدرت در حرکت اعضاء بدن به خصوص پاها

نابینایی از هر دو چشم: هرچند دو عیب بالا، بعید است که بدون اطلاع مرد، باعث عقد نکاح شود، ولی در صورت بروز این مشکل، امکان فسخ نکاح، برای مرد وجود دارد.

 

تدلیس و فریب در ازدواج

اگر هریک از زوجین با قصد و نیت متقلبانه، قبل از ازدواج، خود را واجد و دارای صفتی و یا وصفی معرفی نمایند که این صفت، در آنها وجود ندارد و عقد، بر مبنای توافق بر این صفت خاص، تحقق یافته یاشد، فریب در ازدواج یا به اصطلاح حقوقی، تدلیس در ازدواج، صورت گرفته است.مجموع کارها و عملیاتی که هریک از طرفین، به دروغ، مرتکب می شوند تا کاستی های موجود و ضعف را بپوشانند، تدلیس، نام دارد.

در تحقق تدلیس در ازدواج، لازم است که وصف مورد توافق به نوعی در عقد، وارد شود، مثلا در عقدنامه نگاشته شود، آقای دکتر…. یا دوشیزه….. ولی آقا مدرک دکترا نداشته و یا خانم، باکره نباشد.شرط دوم تحقق تدلیس، قابل اندازه گیری و بخش شرط و صفت مذکور است، مثلا در فرض بالا، موضوع قابل احراز است ولی اگر صفت خوش مشرب شرط شود، این امری نسبی است و در افراد مختلف، متفاوت است.در صورت وقوع تدلیس در ازدواج، علاوه بر ایجاد حق فسخ، برای طرف فریب خورده، مرتکب، به مجازات مقرر در قانون مجازات اسلامی، نیز، محکوم می‌شود.

 

فریب در ازدواج، از ناحیه شخص ثالث

گاهی، اقوام و والدین عروس و داماد، اوصافی از فرزندان، در زمان خواستگاری بیان می‌کنند که واقعیت ندارد.هرچند که ممکن است عقد ازدواج بر مبنای همین دروغ به نتیجه برسد، این مورد از موارد تدلیس در ازدواج نیست و باعث تحقق حق فسخ نمی‌شود. اما سکوت، درباره ی نقص موجود در زوجین و عدم اظهار نظر و بروز مشکل و عیب، اگر، فاحش و غیر قابل اغماض باشد، یعنی اگر آن عیب وجود داشته و شخص از آن مطلع می شد، از ازدواج، منصرف می شد، می‌تواند در حکم فریب در ازدواج باشد.مثلا مصنوعی و نابینا بودن، یکی از چشم ها که از طرف مقابل، مخفی شود، از موارد تدلیس در ازدواج و باعث فسخ نکاح، می‌باشد.

 

تخلف از شرط صفت

گاهی اوقات، برای خواستگار و یا دختر، صفتی بیان می‌شود که در وی وجود ندارد، چنانچه بیان این صفت، همراه با قصد ونیت متقلبانه نیست، بلکه به اشتباه، بیان می‌شود.تفاوت تدلیس در ازدواج و تخلف از شرط صفت، به نظر نگارنده، وجود قصد متقلبانه و یا اشتباه می‌باشد.مثلا دختری ادعای باکره بودن دارد، حال آنکه ناخواسته پرده بکارت وی ازاله شده و خود خبر ندارد.در این فرض، چون قصد فریب و تقلب وجود ندارد، مصداق تدلیس در ازدواج نیست، اما با توجه به تخلف از شرط صفت، موجب فسخ نکاح می‌شود.

 

انفساخ نکاح

عقد ازدواج که از ابتدا، صحیح بوده و اقتضای ادامه عقد را دارد، ممکن است به یکی از سه طریق زیر، منفسخ شود.یعنی آثار و ارکان عقد، نابود شود و عقد از بین برود.

 

1-مرگ واقعی یا فرضی زوجین

یکی از مواردی که منجر به انفساخ عقد نکاح می‌شود و آثار آن را از بین می برد، مرگ واقعی یا فرضی یکی از زوجین است.در این حالت، آثار نکاح و پرداخت مهریه متوقف می‌شود. مرد، می‌تواند بلافاصله و زن پس از پایان عده، ازدواج کند.

2-لعان

تحقق لعان در عقد دائم، موجب انفساخ نکاح می‌باشد. لعان، در اثر اتهام به زن یا نفی نسب فرزندی می‌باشد که از زن متولد شده است.با انجام تشریفات لعان، عقد نکاح منفسخ شده و آثار آن از بین می‌رود.

3- بروز موانع نکاح

ممنوعیت ازدواج مرد با خواهر کسی که با او  لواط انجام داده است.

ممنوعیت ازدواج با خویشان رضاعی.

ممنوعیت ماندن در زوجیت کافر.

 

شرایط فسخ نکاح

1-اعلام فسخ نکاح به طرف مقابل، در صورت بروز هریک از عوامل فسخ که از طریق اظهارنامه یا اعلان رسمی انجام می‌شود.

2-اعلام فوری فسخ نکاح به طرف مقابل، دارنده حق فسخ نکاح، باید در کوتاهترین زمان ممکن، که مورد قبول عرف باشد، اراده خود مبنی بر فسخ نکاح را اعلام نماید. اگر این فوریت در اعلام فسخ که تشخیص آن به عرف است، رعایت نشود، حق فسخ، ساقط می‌شود.در صورت جهل به حق فسخ و جهل به فوریت، حق فسخ، زایل نمی‌شود تفاوتی از این بابت بین حق فسخ، تدلیس و خیار تخلف وصف یا صفت، نیست، فوریت از زمان اطلاع امر است.

3-مراجعه به دادگاه خانواده و درخواست صدورحکم به تنفیذ فسخ و احراز صحت فسخ.

هرچند که اعمال حق فسخ، نیاز به تشریفات ندارد ولی با توجه به تکلیف قانونی ماده 20 قانون حمایت خانواده و لزوم ثبت فسخ و انفساخ نکاح در دفتر رسمی طلاق، مراجعه متقاضی به دادگاه خانواده الزامی است.

 

مدارک لازم جهت دعوی فسخ یا انفساخ نکاح

1-کارت ملی و شناسنامه زوجین

2-عقدنامه یا رونوشت عقدنامه

3-وکالتنامه وکیل

4-اثبات جهت فسخ

5-رای قطعی کیفری مبنی بر محکومیت به تدلیس در ازدواج

 

اثرات حقوقی فسخ وانفساخ نکاح

وقوع فسخ در نکاح یاانفساخ در نکاح، آثار ونتایج حقوقی برای زوجین دارد که به بعضی ازآنها، اشاره میکنیم:

  • پایان رابطه زوجیت دائم وآغاز عده نگه داشتن درزنان غیریایسه وغیرمدخوله، مانند طلاق.
  • پایان زوجیت درعقد نکاح موقت وعده نگه داشتن مانند بذل مدت.
  • استحقاق کل مهریه برای زن در صورت وقوع نزدیکی وعدم استحقاق وتعلق مهریه در صورت عدم وقوع نزدیکی، مگراینکه دلیل فسخ عنن باشد که در این صورت نصف مهریه به زن تعلق میگیرد.
  • عدم استحقاق مهریه در صورتی که در نکاح دائم مهریه ذکرنشده باشد وقبل از نزدیکی عقد فسخ شده باشد.

وکلای پایه یک دادگستری و همچنین افرادی که دررشته های حقوقی تحصیلات تکمیلی خود را به پایان رسانده اند وسابقه کارحقوقی خانواده را دارند، برای اخذ مشاوره حقوقی خانواده، مناسب هستند. نکته قابل توجه این است که در صورت بروز ووقوع اختلاف بین زوجین، قبل ازهراقدامی، موضوعرابامشاور حقوقی مطرح فرمایند و از اتخاذ تصمیمات عجولانه وغیر قابل جبران خودداری نمایند.

انطباق موضوع اختلاف باقانون ویا اسقاط حق فسخ نکاح وگذشت نسبت به مسائل پیش آمده به شرطی که باعث تجری وتکرارمرتکب نشود، همواره بهترین توصیه درحل و فصل اختلافات خانوادگی می‌باشد. گروه وکلای مهر، یکی ازبرترین گروههای حقوقی درسطح کشور ایران می‌باشد و همکاران گروه وکلای مهر، با وسواس زیادی ازسوی دفترمرکزی موسسه انتخاب وبرگزیده می شوند. قبل از انجام هرکارحقوقی وپس ازمشورت باسایر وکلا وموسسات، آخرین مشاوره حقوقی خانواده راازما دریافت نمایید.